close
تبلیغات در اینترنت
خوارزمشاهیان

ورود به سايت

نام کاربری :
رمز عبور :

رمز عبور را فراموش کردم ؟
ثبت نام سريع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
نظر سنجي
چند درصد نیاز های شما در این سایت بر طرف شده است؟





کسب درآمد کسب درآمد
سلام دوست من به سايت گروه الکترونیکی پارس خوش آمديد لطفا براي استفاده از تمامي امکانات

دانلود فايل , شرکت در انجمن و گفتگو با ساير اعضا و .... در وبلاگ ثبت نام نماييد





تذکر

قابل توجه بازدیدکنندگان گرامی

تمامی لینک های دانلود تست شده اند. در صورتی که اتفاقا لینکی کار نکرد یا خراب شده بود لطفا از قسمت نظرات گزارش دهید.

منتظر پیشنهادات و انتقادات شما هستیم.

با تشکر

مدیرکل گروه الکترونیکی پارس


خوارزمشاهیان

تاريخ: امروز, : جمعه 29 خرداد 1394 نويسنده: /user-admin

موضوع:


خوارزمشاهیان(491-616 ق/ 1219-1098 م)

آغاز کار خوارزمشاهیان

خوارزمشاهيان يا مأمونيان سلسله اي بود كه اعضاي آن برخوارزم سلطنت داشتند.

خوارزم درشمال خراسان وغرب ماوراءالنهر قراردارد.

نوشتکین نیای بزرگ خوارزمشاهیان، غلامی بود از اهالی غرجستان که توسط سپهسالار کل سپاه خراسان در زمان سامانیان خریداری شد.
این غلام در دوران فرمان روایی سلجوقیان به سبب استعداد سرشار و کفایتی که از خود نشان داد به زودی مدارج ترقی را طی کرد و به مقامات عالی رسید تا این که سرانجام به امارت خوارزم برگزیده شد.
نوشتکین صاحب 9 پسر بود که بزرگترین آن ها، قطب الدین محمد نام داشت.
پس از نوشتکین، فرزندش محمد از جانب برکیارق به ولایت خوارزم رسید «491 ق / 1098 م» و سلطان سنجر نیز بعدها او را در آن سمت ابقاء کرد.
بدین ترتیب دولت جدیدی بنیان گذاری شد که بیش از هر چیز برآورده و دست پرورده سلجوقیان بود. قطب الدین محمد به مدت سی سال تحت قیمومیت و اطاعت سلجوقیان امارت کرد.
پسرش اتسز هم که بعد از او در 522 ق / 1128 م به فرمان سنجر امارت خوارزم یافت، از نزدیکان درگاه سلطان سلجوقی بود. هر چند بعدها کدورتی بین وی و سلطان سنجر پدید آمد که به درگیری های متعددی هم منجر شد، اما تا زمان حیات سلطان سنجر، اتسز نتوانست به توسعه قلمرو خوارزمشاهیان کمک چندانی بکند.
چون اتسز پیش از سنجر وفات یافت، پسرش ایل ارسلان «551 ق/ 1156 م» امیر خوارزم شد. اما در زمان او که سلطان سنجر نیز وفات یافته بود، نزاع داخلی سلجوقیان، امکانی را فراهم آورد تا ایل ارسلان به قسمتی از خراسان «558 ق / 1163 م» و ماوراءالنهر «553 ق / 1158 م» که هر دو در آن ایام دچار فترت بودند، دست یابد و بدین ترتیب نزدیک به پانزده سال به عنوان خوارزمشاه حکومت کند.

میراث سلجوقی در اختیار خوارزمشاهان

بعد از ایل ارسلان، منازعاتی که بین پسرانش سلطانشاه و علاءالدین تکش برای دستیابی به فرمان روایی ولایات بروز کرد، بارها موجب رویارویی نیروهای این دو برادر شد، تا این که عاقبت با استیلای تکش این درگیری ها به پایان رسید.
در زمان تکش تمامی خراسان، ری و عراق عجم، یعنی آخرین میراث سلجوقی به دست خوارزمشاهیان افتاد.
غلبه تکش بر تمام میراث سلجوقی، نارضایتی خلیفه بغداد را به دنبال خود داشت که اثر این ناخرسندی و عواقب آن، بعدها دامنگیر محمد بن تکش شد. با درگذشت علاءالدین تکش «رمضان 596 ق / ژوئن 1200 م»، پسرش محمد خود را علاءالدین محمد خواند و به این ترتیب سلطان محمد خوارزمشاه شد.

رویارویی علاءالدین محمد با خلیفه عباسی

بیست سال «596 - 616 ق / 1200 - 1219 م» فرمان روایی علاءالدین تکش به طول انجامید.
علاءالدین محمد که میراث دشمنی با خلیفه را از پدر داشت، از همان آغاز امارت، خود را از تأیید و حمایت فقیهان و ائمه ولایت محروم دید؛ به همین دلیل ناچار شد تا بر امیران قبچاق خویش، یعنی ترکان قنقلی که خویشان مادریش بودند، تکیه کند و با میدان دادن به این دسته از سپاهیان متجاوز، بی رحم و عاری از انضباط که در نزد اهل خوارزم بیگانه هم تلقی می‏شدند، به تدریج حکومت خوارزمشاه را در همه جا مورد نفرت عام ساخت.

رویارویی با مغولان

در طی همان ایامی که محمد خوارزمشاه قدرت خود را در نواحی شرقی مرزهای ماوراءالنهر گسترش می‏داد و خلیفه بغداد (ناصر الدین بالله) برای مقابله با توسعه قدرت او در جبال و عراق سرگرم توطئه بود،
در آن سوی مرزهای شرقی قلمرو خوارزمشاهیان، قدرت نو خاسته‏ای در حال طلوع بود.
مغولان که در آن ایام با ایجاد اتحادیه‏ای از طوایف بدوی یا بدوی گونه، خود را برای حرکت به سوی ماوراءالنهر آماده می‏ساختند، اهمیت و قدرتشان در معادلات و مجادلات سیاسی سلطان خوارزمشاه و خلیفه بغداد، نه تنها جایگاهی پیدا نکرد بلکه به حساب هم آورده نشد.
در نتیجه فاجعه عظیمی که تدارک دیده می‏شد، از دید دو قدرت و نیروی مهم آن زمان پوشیده ماند؛ به طوری که هنگامی که دهان باز کرد، نه از سلطنت پر آوازه خوارزم چیزی باقی گذاشت و نه از دستگاه خلافت.
آنچه باقی ماند، ویرانی، تباهی، کشتارهای دسته جمعی و روحیه تباه شده بود. و در یک کلام، ویرانی یک تمدن بود. هنگامی که چنگیز خان به تختگاه خویش باز می‏گشت، بخش عمده ایران به کلی ویران شده و بسیاری از آثار تمدنی آن نابود شده بود.
دستاوردهای دولت خوارزمشاهی که با سعی و کوشش بنیان گذاران آن که می‏توانست آینده بهتری را برای ایران زمین و تمدن اسلامی رقم زند، در نکبت استبداد مطلقه، ماجراجویی های شاهانه و تنگ نظری های مذهبی و سیاسی، رنگ باخت و تباهی را نصیب مجریان، کارگزاران، کارگردانان و از همه مهم تر مردم محروم نمود.

مرزجغرافيايي حكومت خوارزمشاهيان

تاجيكستان، تركمنستان، ازبكستان، افغانستان، بلوچستان، پاكستان، آذربايجان، ارمنستان، كردستان، تركيه وبخشي ازقزاقستان وقرقيزستان كه به مرور توسط روس وانگليس وبي كفايتي شاهان ايرانی از ایران جداشد آن زمان تحت سلطه خوارزمشاهیان بود.

مذهب خوارزمشاهیان

دراين دوره فرقه ي اسماعيليه باب بود كه يكي از قلعه هاي معروف اسماعيليه درآن زمان قلعه ي الموت نام دارد.

وضع علوم و ادبيات در دوره خوارزمشاهیان

با آن كه حمله ي خانمان سوز مغول در اوايل قرن هفتم هجري اتفاق افتاد و بسياري از كتب گران بهاي نشر فارسي را به باد غارت وانهدام داد، بازهم كتبي كه باقي مانده است از حيث كميت وكيفيت دردرجه اي بسيار بالا قرار دارند. دراين دوره به طور روز افزون مدارس و كتابخانه هايي تاسيس شد.

معماری در دوره خوارزمشاهیان

در عهد سلجوقیان و خوارزمشاهیان معماری اعتبار خاصی داشت. نقشه ی بناها اغلب چهار ایوانی و تزئینات مهم آنان آجر کاری و گچ بری بود. هم چنین ایجاد بناهای گوناگون مانند مساجد، مدارس، آرامگاه ها و کاروانسراها توسعه پیدا کرد. ذکر این نکته ضروری است که بسیاری از محققان ویژگی های معماری دوره ی خوارزمشاهیان را ادامه عصر سلجوقی دانسته، اختصاصات هنری این دوره را با عصر سلجوقی و گاهی هم با دوره ی ایلخانی همانند می دانند.

بررسی سالهای اخیر نشان داده است که دوره خوارزمشاهی از نظر هنرهایی مانند فلزکاری، سفالگری، کاشی کاری و گچ بری و ویژگی های معماری، سبک جداگانه ای داشته که با ویژگی های عصر سلجوقی و ایلخانی متفاوت بوده است.

علت نام گذاری خوارزمشاه

خوارزمشاه عنوان عمومی امراء و سلاطین مستقل ولایت خوارزم که به موجب روایات ابوریحان بیرونی و هم چنین برحسب شهادات بعضی مآخذ چینی در ادوار قبل از اسلام غالباً مستقل بوده اند و ظاهراً این عنوان از قدیم بر آن ها اطلاق می شده است. در حقیقت خوارزمشاه در قدیم عنوان امرای مستقل قسمت ساحل راست جیحون و کاث مرکز آن بود و فرمان روایان گرگانج یا جرجانیه یا اورگنج عنوان خوارزمشاه نداشته اند اما بعدها ابوالعباس مامون بن محمد حکمران گرگانج که قسمت مذکور را ضمیمه قلمرو خویش کرد عنوان امرای آن ولایت را که خوارزمشاه خوانده می شدند نیز اختیار کرد و از آن پس امرای مستقل جرجانیه عنوان خوارزمشاه یافتند. بعدها عنوان خوارزمشاه به اعقاب نوشتکین غرچه اطلاق شد که به نام خوارزمشاهیان مشهور شدند. بعد از حمله مغول و انقراض خوارزمشاهیان، ظاهراً دیگر امرای ازبک و فرمان روایان سلسله مشهور به صوفی عنوان خوارزمشاه نداشته اند. هرچند بعضی از امرای این ولایت باز در تواریخ به این عنوان مذکور شده اند چنان که سلاطین ازبک خیوه نیز غالباً به این عنوان خوانده می شدند.

امرای خوارزمشاهی به ترتیب فرمانروایی

 

  1. قطب‌الدین محمد انوشتكین (490 تا 522 ه‍. ق)

قطب‌الدین محمد در دوره ی بركیارق از طرف حاكم خراسان التونتاش در سال 490 به خوارزم فرستاده شد و لقب خوارزمشاه یافت و جانشین بركیارق، سلطان سنجر هم او را تثبیت كرد. او در مدت سی‌سال حکومت در خوارزم، تابع سلجوقیان بود.

  1.  اَتْسِزبن قطب‌الدین محمد (522 تا 551 ه‍. ق)

اتسز پس از مرگ پدر به امارت نشست و تا سال 530 مطیع سنجر سلجوقی بود و بعضی ممالك تركستان و دشت قپچاق را تصرف كرد و به واسطه ی خدماتش به سلجوقیان ارتقاء درجه یافت و مورد حسد امرا و اركان دولت واقع شد. چون متوجه این امر شد، در حمله ی سنجر به غزنین برای دوری از كید آن ها و خوف از سلطان اجازه رفتن به خوارزم گرفت و چون به آن‌جا رسید سركشی و تمرد نمود و چندین بار با سنجر درگیر شد، ولی در همه جا شكست خورد و در زمان اسیری سنجر توسط غزها قصد حمله به خراسان داشت كه در گذشت.

  1.  ایل ارسلان بن اتسز (551 تا 567 ه‍. ق)

 او از طرف پدر، حاكم جَنْد بود. بعد از فوت پدر به خوارزم آمد. وی به ماوراء النهر لشكر كشید و سمرقند و بخارا را گرفت اما در سال 567 از گورخان قراختایی شكست خورد و در همین سال درگذشت.

  1.  سلطانشاه ­بن ایل ارسلان(567 تا 568 ه‍. ق)

 وی ولیعهد پدر بود اما برادر بزرگ‌تر او تكش كه حاكم جند بود به كمك قراختائیان در برابر پرداخت خراج سالیانه، سلطانشاه و مادرش تركان خاتون را از خوارزم بیرون كرد و به تخت سلطنت نشست و آن دو به مؤید آی‌آبه حاكم نیشابور پناه بردند و عزم نبرد با تكش كردند. اما مؤید آی‌آبه و تركان خاتون كشته شدند و سلطانشاه به نیشابور و سپس غور گریخت و تا 589 كه در گذشت با تكش درگیر بود.

  1.  علاء‌الدین تكش بن ایل ارسلان (568 تا 598)

 تكش بعد از مرگ سلطانشاه مستقل شد و خراسان را از سلجوقیان گرفت. در سال 590 عازم عراق شد و طغرل سوم سلجوقی را به خاطر پیمان‌شكنی كشت و سپس همدان و ری را تسخیر كرد.

 وی در لشكركشی به قلاع اسماعیلیه بعد از فتح قلعه ی ارسلان كشای و محاصره ی قلعه ترشیز درگذشت.

  1.  قطب‌الدین محمدبن علاءالدین تكش (569 تا 618 ه‍. ق)

 به وصیت پدر جانشین او شد و دولت او به اعلی درجه رسید. وی غوریان را در سال 612 ق شكست داد و ماوراء‌النهر را تصرف كرد. عازم فتح كرمان و مازندران شد و در سال 607 ق قراختائیان را شكست داد و اسكندر ثانی لقب یافت. از اقدامات مهم او قصد براندازی خلافت عباسی بود كه به دلیل اقدامات ناصرالدین بالله عباسی كه نام او را در خطبه وارد نكرد و عَلَم جلال‌الدین حسن نو مسلمان را بر علم او در سفر حج مقدم كرد، بهانه ی حمله به بغداد پیدا شد و از ائمه ممالك بر عزل خلیفه عباسی فتوی گرفت و با سید‌علاءالدین ترمذی كه از سادات حسینی بود، برای خلافت بیعت كرد و در سال 614 ق عازم بغداد شد كه در اسدآباد همدان دچار برف و سرمای شدیدی شد و با تلفات بسیار برگشت.

 

  1.  جلال‌الدین منكبرنی (618 تا 628 ه‍. ق)

پس از مرگ پدر به خوارزم آمد، ولی با مخالفت برادرش اوزلاغ شاه روبرو شد و به خراسان و سپس غزنین گریخت. سپاهیان پراكنده به او پیوسته چند مرحله با مغول‌ها جنگید و در نبرد پروان بر آن ها غالب شد و پس از نبرد غزنین به سمت هند گریخت. پس از مدت كوتاهی دوباره به ایران برگشت و به قصد كمك از خلیفه عباسی برای دفع مغولان كافر عازم بغداد شد كه علاوه بر امتناع، ناصر قُشْتُمور را به جنگ او فرستاد. او از آن‌جا به تبریز رفت و بر تخت سلطنت جلوس كرد. در سال 428 ق در راه گریز از مغولان به دیاربكر رفت و در اطراف شهر میافارقین توسط كردها كشته شد و سلسله خوارزمشاهیان پایان پذیرفت.

منازعات پسران ایل ارسلان

بعد از ایل ارسلان، منازعاتی که بین پسرانش سلطانشاه و علاءالدین تکش برای دستیابی به فرمان روایی ولایات بروز کرد، بارها موجب رویارویی نیروهای این دو برادر شد، تا این که عاقبت با استیلای تکش این درگیری ها به پایان رسید. در زمان تکش تمامی خراسان، ری و عراق عجم، یعنی آخرین میراث سلجوقی به دست خوارزمشاهیان افتاد. غلبه تکش بر تمام میراث سلجوقی، نارضایتی خلیفه بغداد را به دنبال خود داشت که اثر این ناخرسندی و عواقب آن، بعدها دامنگیر محمد بن تکش شد. با درگذشت علاءالدین تکش «رمضان 596 ق / ژوئن 1200 م»، پسرش محمد خود را علاءالدین محمد خواند و به این ترتیب سلطان محمد خوارزمشاه شد.

فرجام فرمان روایی علاءالدین تکش

بیست سال «596 - 616 ق / 1200 - 1219 م» فرمان روایی مستبدانه و آکنده از تعدی، خشونت و غرور این سلطان خوارزمشاهی، در قالب نکبت بارترین فرجامی که شایسته یک سلطان جبار و مغرور است، سرانجام به پایان خود رسید.
علاءالدین محمد که میراث دشمنی با خلیفه را از پدر داشت، از همان آغاز امارت، خود را از تأیید و حمایت فقیهان و ائمه ولایت محروم دید به همین دلیل ناچار شد تا بر امیران قبچاق خویش، یعنی ترکان قنقلی که خویشان مادریش بودند، تکیه کند و با میدان دادن به این دسته از سپاهیان متجاوز، بی رحم و عاری از انضباط که در نزد اهل خوارزم بیگانه هم تلقی می‏شدند، به تدریج حکومت خوارزمشاه را در همه جا مورد وحشت و نفرت عام سازد.

 

علت حمله مغول به ایران

درزمان سلطان محمد خوارزمشاه، عده اي از تجار مغول براي تجارت به ایران فرستاده شدند اما يكي از امراي سلطان محمد همه ي اموال آن هارا تصرف كرد وآن ها را به قتل رساند.

چنگيزخان كه رئیس مغول ها بود وقتي از موضوع مطلع شد فردي را نزد سلطان محمد فرستاد و قاتل تاجران مغول را از سلطان محمد طلبید اما چون آن فرد از اقوام خود سلطان محمد بود، سلطان سرپيچي كرد و آن پيام رسان مغولي را كشت واين باعث خشم چنگيز شد و حمله ي مغول به ايران را درپي داشت. پس از حمله ي مغول خود سلطان محمد گريخت وپسر او سلطان جلال الدين به مقابله با آن ها برخاست.

بدین ترتیب حکومت خوارزمشاهی با حمله مغول ها خاتمه یافت و آخرين شاه خوارزم سلطان جلال الدين گردید.

منابع و مآخذ

کتاب:

1)جوینی، عطاملك محمد بن محمد؛ تاریخ جهانگشای جوینی، تصحیح محمد قزوینی، تهران، دنیای كتاب، 1375، چاپ اول، جلد دوم.

2)میرخواند، محمدبن خاوندشاه بن محمود؛ روضة الصفافی سیرة الانبیاء والملوك و الخفاء، تهران، اساطیر، 1380، چاپ اول، جلد 7.

3)عباس پرویز؛ تاریخ سلاجقه و خوارزم‌شاهان، تهران، انتشارات كتب ایران، (علمی)، 1351.

4)بناكتی، داوود؛ تاریخ بناكتی، تهران، انتشارات انجمن آثار ملی، 1348.

اینترنت:

http://kharazmshahian.blogfa.com

http://tarikh-selsele-iran.blogfa.com/post-14.aspx

http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=15277

 وبلاگ معماری هنر ایده



امتياز : نتيجه : 5 امتياز توسط 5 نفر مجموع امتياز : 5

بازديد : 35
برچسب ها : مطالب علمی , تاریخ , خوارزمشاهیان ,

وبگو | منوي عمودي با زير مجموعه
آمار سايت
افراد آنلاين : 1
بازديد امروز : 93
بازديد ديروز : 19
هفته گذشته : 769
ماه گذشته : 1,839
سال گذشته : 3,961
کل بازديد : 27,296
کل مطالب : 148
نظرات : 12
تعداد اعضا : 3

امروز : پنجشنبه 10 فروردین 1396